فایل word مباني وپيشينه نظري رهبري آموزشي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل word مباني وپيشينه نظري رهبري آموزشي کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

مبانی وپیشینه نظری رهبری آموزشی

با توجه به مـطالعات وسیعی که در زمینهء تفاوتهای‌ موجود‌ میان‌ رهبری و مدیریت‌ صورت گرفته است، دیگر جایی برای این تصور نادرست که این مـفهوم مـترادف‌ هستند، باقی‌ نـمی‌ماند. رهبری‌ در اصل نسبت به مدیریت مفهوم وسیع‌تری دارد و مدیریت نوع خاصی از رهبری‌ بـه‌ شـمار‌ می‌رود که در آن،کسب هدفهای سازمانی‌ بر سایر هدفها اولویت دارد. پس از بررسی جامعی در ادبیات‌ مدیریت، استاگ‌ دیل[1](1974) به این نـتیجه رسـید کـه:”تعاریفی که از رهبری وجود دارد، تقریبا به‌ تعداد‌ اشخاصی‌ است‌ که کوشیده‌اند این مفهوم را تـبیین کنند”(هدایتی نیا و علوی، 1385).

رهبری بـرحسب ویـژگیها و صفات فردی، رفتار فردی، نفوذ در دیگران، الگوهای‌ تعاملی، روابط، نقشها(وظایف)، تصور‌ دیگران‌ دربارهء نفوذ قانونی آنان‌ تعریف شده است. نمونهء بعضی از این تـعریفها کـه طـی‌ چند‌ دههء اخیر بیان شده‌اند به‌ شرح زیر است:

از نظر تاتنبام، رهبری عبارت است از: نفوذ میان‌فردی[2]‌ که در وضـعیتی خـاص‌ از طریق‌ فرایند ارتباطات در جهت دست‌یابی به هدف یا اهدافی معین اعمال‌ می‌شود(میر کمالی، 1389).

استونر، رهبری را‌ فرایند‌ هدایت و اعـمال نـفوذ بـر فعالیتهای گروه‌ یا‌ اعضای‌ سازمان‌ تعریف می‌کند. به عقیدهء وی، این تعریف سه کاربرد‌ مهم‌ دارد: نخست‌ آن‌که رهـبری در رابـطه با زیردستان و پیروان مطرح می‌شود؛ چون این افراد باید دستورات‌ رهبر‌ را بپذیرند. دوم آنکه رهبری مـستلزم‌ تـوزیع‌ نـابرابر قدرت‌ میان‌ رهبر‌ و اعضای گروه است و تردیدی نیست‌ که‌ قدرت رهبر به مراتب از پیروان‌ بیشتر است. و سـوم آنـکه رهبری مستلزم توانایی‌ برای‌ اعمال نفوذ بر رفتار پیروان‌ است‌ (استونر[3] و چالرز[4]،1986).

بلانچارد، رهبری را‌ فرایند تأثیرگذاری بر فـعالیتهای‌ یـک‌ فـرد یا یک گروه‌ می‌داند که‌ در‌ موقعیتی خاص در جهت دست یافتن به هدفهای خاص کوشش‌ می‌کنند(امیر کبیری، 1389).

تولیور و همکارانش رهبری‌ را‌ ایـن‌گونه تـعریف مـی‌کنند:”رهبری فرایند نفوذ اجتماعی‌ است‌ که‌ طی آن، رهبر در‌ جست‌جوی‌ مشارکت داوطلبانه زیردستان‌ برای تلاش‌ در‌ جـهت رسـیدن به اهداف سازمان است‌”(میر کمالی، 1389).

رابینز[5](1997)نیز معتقد است:”رهبری عبارت است از توانایی اعمال‌ نفوذ‌ بر گروه و سوق دادن آن به‌ سوی‌ هـدفهای مـوردنظر، منبع‌ این‌ قدرت‌ یا اعمال‌ نفوذ، جنبهء رسمی دارد‌ که همان تکیه زدن بر مسند مدیریت، در یـک سازمان‌ است.”

به‌طور کـلی، می‌توان رهبری را‌ این‌گونه‌ تعریف کرد:”رهبری، فرایند اثرگذاری‌ فرد یا گـروهی از‌ افـراد (به‌ عـنوان‌ رهبر) بر‌ فرد‌ یا گروهی دیگر‌ از‌ افراد(یعنی پیـروان) به مـنظور دست‌یابی به اهدافی مشخص در شرایطی خاص است.”با توجه به این‌ تعریف، رهبری تابعی از‌ سه‌ عـامل‌ رهـبری، پیرو و موقعیت است. در زمینهء تفاوت ایـن‌ دو‌ مـفهوم‌ نیز‌ بـه‌طور‌ کـلی‌ مـی‌توان‌ چنین بیان داشت:

مطالعات انجام گرفته نشان می دهد که رشد و توسعه اقتصادی-اجتماعی در درجه اول مشروط به پرورش نیروی انسانی است که تنها از طریق آموزش و پرورش امکان پذیر می باشد. بر همین اساس است که امروزه دست یابی به یک نظام آموزشی پیشرفته جزو مهم ترین هدف های عمومی همه ی کشورهاست و این کشورها سهمی رو به افزایش، برای سرمایه گذاری در این باره قائل می شوند و بودجه آن با سرعت بی سابقه ای به خصوص در جهان سوم افزایش یافته است. زیرا در طول تاریخ، تاکنون هیچ نمادی به اندازه ی آموزش و پرورش در بقای رشد و توسعه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی ملت ها، اینقدر موثر نبوده و تا این حد در سرلوحه دولتهای کشورهای پیشرفته قرار نگرفته اند.

از آنجا که ساخت نظام آموزشی هر کشوری مشتمل بر نیازها و سازمان های رسمی آن کشور است و عملکرد نظام آموزشی که توسط مدیران آموزش ادراه می شود، نه تنها از نظر پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مهم است بلکه از نظر تاثیری که به تحرک شغلی و انتظار داشت و نحوه ی گسترش افراد دارد، از اهمیت سرنوشت سازی برخوردار می باشد. البته علاوه بر موارد فوق باید به این نکته توجه داشته باشیم که آموزش و پرورش بهترین وسیله، برای ایجاد تغییر ارزش ها و رفتارها به شمار می آید و باعث می شود که افراد، به تناسب استعداد و رغبتی که دارند برای انجام خدمت های اجتماعی و اقتصادی و به دست آوردن مشاغل و در نتیجه آسایش فردی مهیا گردند. بر همین اساس است که آغاز قرن بیستم، هیچ کشوری بدون توسعه نظام آموزش متناسب که توسط مدیران آموزشی مجرب و تحصیل کرده اداره می گردد نتوانسته است مراحل توسعه و پیشرفت را طی نماید. امروزه مدیریت آموزشی را به عنوان فعالیت چویا و مستمر در نظر می گیرند که وظایف متعددی چون؛ برنامه ریزی، تعیین اهداف، سازمان دهی، هماهنگی، هدایت و رهبری، نوآوری، ایجاد انگیزه و را شامل می شود(میر کمالی، 1389؛ نیرومند و مسجدیان جزی، 1384)..

لینک کمکی